علنی کردن اختلافات درونی اوپک به سقوط بیشتر قیمت نفت می انجامید

سه شنبه 28 بهمن 1393   سرویس

روابط عمومی وزارت نفت در واکنش به مصاحبه محمدعلی خطیبی مدیر سابق امور اوپک وزارت نفت درباره عملکرد وزارت نفت در اجلاس اخیر اوپک و تحلیل بازار جهانی نفت توضیحاتی به خبرگزاری فارس ارسال کرده است.

 

 روابط عمومی وزارت نفت در واکنش به مصاحبه محمدعلی خطیبی مدیر سابق امور اوپک وزارت نفت درباره عملکرد وزارت نفت در اجلاس اخیر اوپک و تحلیل بازار جهانی نفت توضیحاتی به خبرگزاری فارس ارسال کرده و گفته‌های خطیبی را تعمد یا اصرار بر اشتباه خوانده است.

جوابیه وزارت نفت بیشتر ناظر به بخشی از گفته‌های خطیبی است که درباره عملکرد وزارت نفت در اجلاس اخیر اوپک بیان شده است.

متن جوابیه وزارت نفت به این شرح است:

در مصاحبه آمده است "خطیبی تاکید کرد که عامل اصلی افزایش تولید در 3 سال اخیر این بود که این سه کشور که همه می‌دانیم کدام کشورها هستند (منظور عربستان، کویت و امارات است که در بخش قبلی مصاحبه آمده) از سهمیه خود تخلف کردند و با کنار گذاشتن روابط سازمان اوپک بیش از سهمیه تولید کردند". این یک مغالطه آشکار است. آقای خطیبی به خوبی می‌دانند در سال 2011 میلادی که ریاست اوپک هم بر عهده ایران بود (ریاست اوپک سالانه بر حسب حروف الفبا گردش می‌کند و نباید آن را با دبیرکلی که مسئولیتی اجرایی است اشتباه گرفت)  و اتفاقاً ایشان (یعنی آقای خطیبی) هم نماینده ایران در هیات عامل اوپک بودند آن تصمیم اجماعی (که بسیاری از کارشناسان هم آن را مخالف منافع کشور می‌دانستند) در جلسه بسته وزرا اتخاذ شده و طی آن با تعیین یک سقف کلی تولید 30 میلیون بشته برای کلیه اعضاء (از جمله عراق) سیستم سهمیه‌بندی قبلی اوپک که سقف تولید هر کشوری را جداگانه تعیین می‌کرد لغو شد. این امر به پیشنهاد کشورهایی عربی و به بهانه وارد کردن عراق به سیستم کلی سهمیه (چون عراق تا آن زمان به دلیل جنگ و خرابی‌های بعد از آن سیستم سهمیه کشورهای عضو اوپک بیرون بود.) و با پشتیبانی برخی دیگر از کشورها انجام شد.

 

بعید نیست عربستان و کشورهای اقماری او این پیشنهاد را با این پیش‌بینی ارایه کردند که در صورت تشدید تحریم‌ها برای ایران و مشکلات تولید و صادرات نفت برای سایر اعضاء (لیبی و عراق و غیره) آنها سهم این کشور را در بازار بگیرند بدون آن که ظاهراً از سقف کلی تعیین شده 30 میلیون بشکه در روز هم رسماً تخطی صورت گرفته باشد. حال آقای خطیبی به جای عذرخواهی از دولت وملت ایران برای چنان خطایی که آن زمان صورت گرفته با یک مغالطه آشکار ادعا می‌کند کشورهای عربی بیش از سهمیه خود (که از سال 2011 میلادی به این طرف وجود خارجی نداشته است) تولید کرده‌اند. هرگاه سهمیه تک تک کشورها در آن تاریخ لغو نشده بود و ایران به آن رای نداده بود، در اجلاس نوامبر گذشته ایران می‌توانست از کشورها بخواهد که به سهمیه خود وفادار بماند اما در حالی که آن سیستم سهمیه تک تک کشورها لغو و یک سقف کلی 30 میلیون بشکه تعیین شده (که آن هم درست نبود) ایران درنوامبر گذشته چگونه می‌توانست از اعضاء بخواهد میزان تولید سهمیه را رعایت کنند؟ این سوالی است که جناب خطیبی باید پاسخ دهند.

 

راه حل پیشنهادی آقای خطیبی برای مازاد عرضه‌ای که در بازار پیش آمده است قابل توجه است. "راه حل بسیار ساده است و آن بازگشت به سهمیه‌های تولید اوپک است که نتیجه آن بازگشت قیمت‌ها به سطح قبلی و نزدیک شد به 100 دلار است." جناب خطیبی بار دیگر فراموش می‌کند که در زمان عضویت ایشان در هیات عامل اوپک در سال 2011 میلادی سهمیه‌بندی اعضای اوپک لغو شده و به جای آن سقف کلی 30 میلیون بشکه را گذاشتند و ایشان هم در آن زمان اعتراضی به این موضوع نکردند. از طرف دیگر ایشان فراموش می‌کند که دلیل اصلی مازاد تولید نفت در سال های اخیر نه افزایش تولید کشورهای عضو اوپک (زیرا اوپک در 2 سال گذشته کم و بیش در مجموع حدود 30 میلیون بشکه در روز تولید کرده) بلکه افزایش نفت در آمریکای شمالی و آن هم عمدتاً نفت‌های غیرمتعارف بوده است که در سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری های زیادی برا‌ی آن صورت گرفته و در سال‌های 2013 و 2014 تولید آنها افزایش یافت. این افزایش تولید نفت غیرمتعارف (به اصطلاح نفت شیل) در آمریکا بود که نه تنها کاهش عرضه نفت ناشی از تحریم نفت ایران و کاهش تولید لیبی را جبران کرد بلکه به تدریج مازاد عرضه نفت را باعث شد که سال قبل در حدود 700 هزار بشکه در روز بود و با افزایش بیشتر تولید به حدود 2 میلیون بشکه در سه ماهه اول سال میلادی رسیده است.

 

بنابراین از آنجایی که سهمیه‌ای برای تک تک اعضاء اوپک در کار نیست این کشورها هم در ماه‌های اخیر افزایش تولید نداشته‌اند و سقف تولید هم کم و بیش حدود 30 میلیون بشکه بوه است، بنابراین پیشنهاد 8 کشور اوپک برای کاهش 1.5 میلیون بشکه نفت از سوی این کشورها با استدلال این که در صورت کاهش تولید اوپک سهم بازار نفت خود را به نفع اوپک از دست می‌دهد رد شد.

 

در بخش بعدی مصاحبه نیر، استدلال آقای خطیبی برای اعاده تعادل بازار نفت بر بازگشت این کشورها به سهمیه خود استوار شده است که با توضیحات بالا و با توجه به آگاهی ایشان از موضوع لغو سهمیه تولید نفت تک تک اعضاء از سال 2011 صحیح نیست و ظاهراً تعمدی در اشاعه این نکته ناصحیح در آن مصاحبه از طرف ایشان وجود داشته است که تاسف‌آور است.

 

آقای خطیبی در ادامه به اشتباهات اوپک در اجلاس اخیر می‌پردازد " وی در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره ارزیابی اجلاس اخیر اوپک گفت این سازمان دچار 3 اشتباه شد از جمله: اشتباه اول اجلاس اوپک کاهش ندادن تولید نفت و اشتباه دوم توافق بر روی سقف 30 میلیون بشکه بود". در این که تصمیم درست اوپک کاهش تولید بود که ایران نیز فعالانه آن را تبلیغ و حمایت می‌کرد تردیدی نیست اما نحوه ارایه مطلب که نقل قول شده صحیح نیست. همانطور که بارها در مصاحبه‌های مقامات وزارت نفت بیان شده است در اجلاس اخیر اوپک بین اعضاء سازمان اختلاف نظر وجود داشت. 8 کشور با توجه به مازاد عرضه نفت در بازار معتقد بودند اوپک (عمدتاً عربستان) باید 1.5 میلیون بشکه از تولید خود را کم کند تا بازار به تعادل برگردد و سقوط قیمت‌ها متوقف شود، اما عربستان و 3 کشور عرب همراه با او اصرار داشتند که کاهش تولید اوپک هر چند در کوتاه مدت قمیت‌ها را بالا نگه می‌دارد اما افزایش تولید نفت غیرمتعارف در امریکای شمالی و سایر تولید کنندگان غیراوپک موجب از دست رفتن سهم اوپک در بازار خواهد بود و در میان مدت هم نمی‌توان دایماً با کاهش عرضه، قیمت‌ها را حفظ کرد زیرا این امر مستلزم از دست رفتن کلی قدرت بازار اوپک و بی‌اهمیت شدن این سازمان در بازارهای نفت خواهد شد، بنابراین بهتر است در کوتاه مدت اجازه دهیم قیمت‌ها سقوط کنند تا تولید کنندگان پرهزینه از بازار خارج شوند و قیمت‌ها به جای خود برگردد بدون آن که اوپک سهم خود را از دست داده باشد. در هر حال چون توافقی بین این دو گروه حاصل نشد در نتیجه ناچار اتفاق آراء قبلی که همان سقف 30 میلیون بشکه در روز بود بر سر جای خود باقی ماند. لیکن این ادعا که اوپک تصمیم به عدم کاهش گرفت موثق نیست بلکه باید گفت اوپک در این اجلاس نتوانست در موضوع کاهش تولید به توافق برسد.

 

حال ممکن است گفته شود 8 کشور مخالف و یا حتی ایران به تنهایی می‌توانست مخالفت کند و با اعتراض جلسه را ترک کند. در پاسخ باید گفت این موارد قبلاً هم در تاریخ اوپک روی داده (حتی قبل از پیروزی انقلاب در موارد متعددی بین ایران و عربستان بر سر سیاست کلی اوپک اختلاف نظرهای شدید پی آمده که در تاریخ اوپک مورد بحث قرار گرفته است) و امر تازه‌ای نیست، اما نکته آن است که علنی کردن اختلاف و ترک جلسه توسط برخی از اعضاء به مخالفت با دیگران همواره موجب سقوط بیشتر قیمت نفت شده و به ضرر کشور ما تمام شده است. به خصوص در شرایط حاضر با توجه به سطح پایین تولید نفت ما این موضوع به ضرر ایران بود. به فرض این جلسه را ترک کرده و آن را با شکست مواجه می‌کرد، این اقدام جز این که راه را برای افزایش بیشتر تولید توسط عربستان و دیگر کشورهای غرب باز می‌گذاشت تا بازار نفت ایران را تصاحب کنند، فایده دیگری نداشت. شکی نیست که این موضوع موحب سقوط بیشتر قیمت نفت می‌شد زیرا تولید و صادرات نفت ایران متاسفانه در حدی نیست که مخالفت ایران بازارهای جهانی را از اختلال در عرضه نفت نگران کند.

 

در بخش دیگری از اظهارات آقای خطیبی به وتو تصمیمات توسط اعضاء اشاره شده است که موثق نیست چرا که تصمیمات اوپک مبتنی بر اجماع است و عدم موافقت حتی یک کشور عضو مانع از اجماع می‌شود ضمن این که چیزی به نام حق وتو در اساسنامه و یا اجلاس اوپک مطرح نبوده است.

 

در ادامه جناب خطیبی در رفع و رجوع اشتباهی که در سال 2011 و در زمان عضویت ایشان در هیات عامل اوپک صورت گرفته می‌گوید "وقتی 30 میلیون بشکه تقاضا وجود ندارد چرا ما باید سقف تولید 30 میلیون بشکه را قبول کنیم. آن زمان ما دیدیم که 30 میلیون تقاضا برای نفت اوپک وجود دارد و با سقف تولید 30 میلیون بشکه‌ای موافقت کردیم و چندین سال این سقف ثابت باقی ماند، اما زمانی که چنین تقاضایی وجود ندارد و برای نیمه اول سال 2015 بیش از 28 میلیون بشکه تقاضا وجود ندارد نباید این سقف تولید را می‌پذیرفتیم." نکته همین جا است. اگر در توافق اجماعی سال 2011 حداقل جمله‌ای وجود داشت که سقف تولید را به طور موقت مثلا برای یک سال 30 میلیون تعیین می کرد و تاکید بر این که سقف تولید باید هر سال با اجماع و براساس برآورد تقاضا برای نفت اوپک تعیین شود آن گاه ایران و کشورهای مخالف می‌توانستند درخواست تعیین سقف تولید جدید مبتنی براساس برآورد تقاضا برای نفت اوپک کنند اما ظاهراً آقای خطیبی در آن زمان فراموش کرده (و یا پیش‌بینی نکرده بودد) که ممکن است تقاضا برای نفت اوپک کاهش هم پیدا کند لذا در بیانیه اوپک در سال 2011 برای سقف 30 میلیون بشکه محدودیت زمانی پیش‌بینی نکردند و اکنون آقای خطیبی مقامات کنونی وزارت نفت را به خاطر اشتباهی که خودشان در سال 2011 مرتکب شده‌اند ملامت می‌کنند. در واقع به خاطر اشتباهی که در آن زمان صورت گرفته هر کشور عضو اوپک اکنون می‌تواد مانع از اجماع دیگری برای اصلاح سقف تولید اوپک شود، حتی اگر تقاضا برای اوپک نه به 28 میلیون بشکه در روز بلکه به 25 میلیون در روز سقوط کند.

 

جناب خطیبی در ادامه اظهار نظر می‌کند که ایران نتوانسته جناح خود را حفظ، تقویت و سازماندهی کند. "به نظر من جناح طرفدار قیمت بر خلاف جناح طرفدار سهم بازار که از مواضع یکدیگر به شدت دفاع می‌کنند آن طور که باید و شاید فعال نبوده و رهبری جناح طرفدار جناح قیمت برای ایجاد و انسجام دراین جناح به میزان کافی تلاش نکرده است تا مانند گذشته مواضع جناح مقابل را تعدیل کند." این نیز از مغالطه‌های بارزی است که در این مصاحبه صورت گرفته. از شروع کاهش قیمت نفت در اواخر تابستان گذشته مقامات مسئول وزارت نفت رایزنی‌های گسترده‌ای با مقامات نفتی کشورهای عضو اوپک برای جلوگیری از سقوط بیشتر قیمت نفت داشته‌اند که حمایت فعالانه از تلاش‌های ونزوئلا و نیز مسافرت به قطر، کویت و امارت متحده عربی و ملاقات با مقامات نفتی عراق و سایر کشورها و حتی آقای النعیمی وزیر نفت عربستان برای متقاعد کردن کشورهای عربی به اتخاذ مواضع مناسب در اجلاس 166 تنها بخشی از این تلاش‌ها بوده است، اما هنگامی که هیچ کشوری حاضر به کاهش تولید خود نبوده و همه انتظار داشتند عربستان تولید خود را کاهش دهد و از طرفی عربستان (احتمالاً با انگیزه‌های سیاسی) و چند کشور عربی عضو اوپک که دارای مازاد ظرفبت تولید بوده و می‌توانند با کاهش عرضه خود بازار را متعادل کنند هرگونه کاهش تولید را با این استدلال که سهم بازار اوپک از دست رفته و در بلند مدت بر ضد منافع اوپک است، مخافلت می‌کنند چگونه می توان اجماعی برای کاهش عرضه اوپک ایجاد کرد.

 

جالب اینجا است که اقای خطیبی ادامه اظهاراتش گفته‌های قبلی خود را فراموش می‌کنند و می‌گویند "بارها بحث اضافه عرضه در بازار ایجاد شده است که ما وضعیت اضافه عرضه را می‌دیدیم و در اوپک عرضه را کم می‌کردیم اما الان که 3 یا 4 کشور زیر بار کاهش عرضه نمی روند طبعا دلایل سیاسی دارد و بحث کارشناسی به کنار می رود." گذشته از آن که در طول خدمت آقای خطیبی به عنوان عضو ایران در هیات عامل اوپک تنها یک بار و آن هم پس از بحران مالی و اقتصادی بین‌المللی در سال‌های 2008 و 2009 میلادی که تقاضا برای نفت به شدت سقوط کرد و عربستان و سایر کشورهای عربی اوپک فعالانه دنبال کاهش تولید اوپک بودند تا مانع از سقوط بیشر قیمت نفت که به زیر 40 دلار در هر بشکه رسده بود شوند، مورد دیگری برای کاهش عرضه نفت اوپک وجود نداشته اشت که مثلا با پیشنهاد ایران و اوپک عرضه خود را کاهش داده باشد اما همین اعتراف ایشان به دلایل سیاسی مخالفت کشورهای عربی با کاهش عرضه در اجلاس اخیر به خوبی نشان می‌دهد که خود ایشان هم به گفته‌های قبلی خودشان که ایران با سازماندهی جناح طرفدار قیمت می‌توانست مانع سقوط قیمت‌ها شود باور ندارند.

 

آقای خطیبی تمدید دبیر کلی آقای البدری را سومین اشتباه اوپک در اجلاس اخیر می‌داند. "دبیر کل‌ها با اجماع اعضاء فقط برای 2 دوره 3 ساله انتخاب می‌شوند و سابقه ندارد که دبیر کلی بیش از 6 سال باقی مانده باشد. این امکان وجود داشت که با تمدید دیبرکلی مخالفت نکنیم و دبیر کلی وارد یک سیکل چرخشی شود چنانچه در حال حاضر هم ریاست سازمان چرخشی است و طبعا نوبت به همه اعضا خواهد رسد و ریاست هیات عامل اوپک هم چرخشی است." دراین سخنان هم اشتباهات متعددی وجود دارد که برای افرادی که آشنا به این مسایل هستند بیان آنها ازسوی فردی که در مسئولیت‌های اداری مرتبط با اوپک بوده حیرت آور است. اول این که اولین تمدید مسئولیت آقای البدری در اوپک پس از دو دوره سه ساله دبیرکلی ایشان، در دوره مسئولیت خود ایشان بوده است و سوال این است که چرا در زمان ایشان با ادامه دبیرکلی آقای البدری موافقت شد؟ آقای البدری بار اول از سال 2007 تا سال 2009 میلادی و سپس از 2010 تا پایان 2012 میلادی دبیر کل بود و سپس تصدی ایشان در سال 2013 میلادی (یعنی زمانی که آقای خطیبی مسئولیت داشتند) تمدید شد،بنابراین ایشان باید در وهله اول پاسخ دهند اگر موضوع به همین سادگی است که می‌گویند چرا نتوانستند چرخشی بودن دبیرکل را درهمان زمان عملی کنند؟ ثانیا موضوع ریاست سازمان با دبیرکلی آن متفاوت است. ریاست سازمان اوپک بیشتر یک نقش نظارتی است در حالی که اداره دبیرخانه اوپک به عهده دبیر کل است و براساس اساسنامه اوپک دبیرکل در مراجع قانونی بین‌المللی نماینده سازمان محسوب می شود. گردش سالانه ریاست اوپک براساس نام کشورها آسیبی به اداره صحیح دبیرخانه نمی‌رساند زیرا وزرای کشورهایی که رئیس اوپک می‌شوند در سال ممکن است یکی  دو بار در کنفرانس ها سخنرانی و یا بیانیه بدهند و سال بعد این وظیفه را به وزیر نفت و یا انرژی کشور دیگر محول کنند، اما اگر فرد مناسبی دبیرکلی اوپک را به طور گردشی به عهده بگیرد ممکن است موجد مشکلات زیادی برای اداره دبیرخانه باشد. این موضوع حتی در سطح مدیریت‌های مختلف دبیرخانه اوپک مشاهده شده، چه برسد به کل دبیرخانه.

 

در مجموع به نظر می‌رسد دلیل این که چرا آقای خطیبی در مصاحبه خود دچار چنان اشتباهات بارزی شده‌اند کاملا روشن باشد زیرا سخنان ایشان از موضعی کارشناسی و برای روشن کردن موضوع مورد بحث نبوده است. ایشان دراین مصاحبه جانب انصاف را به کلی رها کرده و نه از موضع یک کارشناس بلکه از موضع کسی که از ابتدا دنبال ایراد گرفتن به مقامات مسئول دولت تدبیر و امید است سخن گفته‌اند، اما یک موضوع کوچک را ظاهرا فراموش کرده‌اند و آن این که بالاخره عده زیادی در وزارت نفت و اوپک با عملکرد ایشان و دولت قبلی در قبال مسایل نفت و اوپک آشنا هستند که به یک مورد آن اشتباه تاریخی پذیرش سقف تولید کلی 30 میلیون بشکه در روز بدون هیچ قید زمانی و هیچ سهمیه بندی برای کشورهای عضو اوپک بود اشاره شد و اگر ایشان اصرار داشته باشند می‌توان موارد دیگر را هم مورد بحث قرار داد. با توجه به این موارد ما این نوشته را با بررسی نکات دیگری که در مصاحبه ایشان بود طولانی نمی‌کنیم چنانچه گفته شد مصاحبه فاقد دیدگاه کارشناسی است و با اهداف غیرکارشناسی بیان شده است.

 

یادآوری این نکته نیز شاید مفید باشد که صرف شرکت در جلسات و نیز تصدی مسئولیت‌های اداری انسان را کارشناس امر نمی‌کند به خصوص در موضوعی مانند نوسانات قیمت‌های نفت و رفتار اوپک که ده‌ها کتاب و صدها مقاله تخصصی و علمی راجع به آن نوشته شده است. حال اگر به این اظهار نظرها اغراض سیاسی نیز اضافه شود که نور علی نور شده و نتیجه آن مصاحبه‌ای خواهد شد نظیر مصاحبه‌ای که آقای خطیبی اخیراً انجام دادند.

 

سه شنبه 28 بهمن 1393
خبرگزاری فارس



نظرات

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد